مفهوم ترانسفورماتور پس از کشف اصل القای الکترومغناطیسی در قرن 19 پدیدار شد. در سال 1831، مایکل فارادی القای الکترومغناطیسی را کشف کرد و پایه تئوری تجهیزات تبدیل توان آینده را پایه ریزی کرد. در دهه 1880، مهندسان شروع به آزمایش با تبدیل ولتاژ با استفاده از جریان متناوب (AC) کردند تا مسائل مربوط به اتلاف انرژی مرتبط با-انتقال برق از راه دور را برطرف کنند. دستگاه های اولیه دارای ساختارهای ساده-اغلب با مدارهای مغناطیسی باز-و راندمان نسبتاً کم بودند، با این حال آنها پتانسیل بهبود عملکرد انتقال را با تغییر سطوح ولتاژ نشان دادند.
دوره ای که اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 را در بر می گرفت، مرحله ای از پیشرفت سریع فناوری برای ترانسفورماتورها را نشان می داد. از آنجایی که سیستم های AC به تدریج جایگزین سیستم های جریان مستقیم (DC) شدند، ترانسفورماتورها جزء اصلی شبکه های برق شدند. مهندسان مجارستانی-از جمله دری، بلاتی، و زیپرنوفسکی{5}}نقش اساسی در توسعه ترانسفورماتورهای هسته{6} بسته ایفا کردند که به طور قابل توجهی کارایی را افزایش داد و کاربرد تجاری را فعال کرد. متعاقباً، شرکتهایی مانند Westinghouse استانداردسازی سیستمهای قدرت را انجام دادند که منجر به پذیرش گسترده ترانسفورماتورها در شبکههای تولید، انتقال و توزیع برق شد.
در طول قرن بیستم، فناوری ترانسفورماتور به رشد خود ادامه داد و تحت بهینه سازی قرار گرفت. استفاده از هستههای فولادی سیلیکونی تلفات جریان گردابی را به شدت کاهش داد، در حالی که سیستمهای خنککننده غوطهور در روغن، پایداری عملیاتی واحدهای- با ظرفیت بالا را افزایش داد. با توجه به افزایش تقاضای برق، توسعه فناوریهای ولتاژ بالا (EHV) و فوقالعاده{7} ولتاژ بالا (UHV) انتقال نیرو در مسافتهای طولانی و با ظرفیت بالا را امکانپذیر کرد. ترانسفورماتورهای مدرن همچنان شاهد پیشرفت در مواد، عایق و طراحی ساختاری هستند، در حالی که به طور همزمان به سمت راندمان بالاتر، تلفات کمتر و قابلیت های نظارت هوشمند تکامل می یابند.
